أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

389

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

باشد . و إنّى و ان كان الدّفين « 1 » حبيبه * حبيب الى قلبى حبيب حبيبى مردى صالح در خواب ديد كه قيامت برخاسته و خلقان را در موقف سياست بداشته‌اند و او استاده است فرشتهء مىآمد صحيفهء بدست گرفته اين مرد گفت كه : اين صحيفه چيست ؟ - گفت : اين صحيفه ايست كه نام دوستان او در آنجا نوشته‌اند گفت : بنماى تا نام من نبشته هست يا نه فرشته صحيفه بوى داد بنگريد نام خود نديد گفت : اى فرشته نام من در اينجا نيست اگرچه من پايهء آن ندارم كه نام من در ميان نام دوستان او نويسند بنويس كه من دوستان دوستان او را دوست ميدارم ، ندا آمد كه نام او در اوّل صحيفه بنويس كه بس با نياز گفت ؛ ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء « 2 » اين همه فضل و نعمت خداست بآنكس دهد كه خواهد يعنى به اين پايه و منزلت جز بتوفيق خدا نرسد و آن بآنكس دهد كه خواهد كه اهليّت و صلاحيت آن دارد چه حكمت اين واجب كند و خداى تعالى فراخ عطاست بخل نكند بعطا ليكن داناست جز بر وفق صلاح و حكمت ندهد . [ سوره المائدة ( 5 ) : آيات 55 تا 56 ] إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ ( 55 ) وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ ( 56 ) جمعى از صحابه چون أبو ذر غفارى و جابر أنصارى و عبد اللّه عبّاس و ابو رافع مولى رسول اللّه و عمّار ياسر و غير ايشان و از مفسّران مجاهد و سدّى و محمّد جرير و غيرهم گفتند كه : آيت در حقّ امير المؤمنين على آمد كه انگشترى در ركوع بسائل داد ابن عبّاس گفت كه : سالى از سالها بر كنار زمزم نشسته بودم و خلقى عظيم بر من جمع شده و من حديث از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت ميكردم مردى بيامد لثام بر روى بسته و در برابر من بنشست هرگه كه من ميگفتم : قال رسول اللّه ، او ميگفت : قال رسول اللّه ، هرگه كه من خبرى روايت

--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « الرفيق » . ( 2 ) - نص عبارت ابو الفتوح در ترجمهء اين قسمت اين است ( ج 2 ؛ ص 174 ، س 17 ) « اين فضيلت و نعمت خداى است بآنكس دهد خداى تعالى كه خواهد يعنى آنكه بدين پايه و منزلت برسد نرسد جز بتوفيق و الطاف او و او به آن متفضل است آن برو از خداى تعالى فضلى باشد و آن فضل به آن كس كند كه او خواهد و به آن خواهد كند كه اهليت و صلاحيت آن دارد چه حكمت اين واجب كند » .